ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
3
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بسم الله الرّحمن الرّحيم [ دنبالهء سال چهار صد و هفت ] بيان فرمانروائى هشام اموى در قرطبه چنان كه پيش از اين ياد كرديم . همين كه دعوت يحيى بن علوى بسال چهار صد و - هفده در قرطبه قطع شد . اهالى آنجا ، بسبب ميل علويان به بربرها جمع شده علويان را خلع كرده ، و اعادهء خلافت را در اندلس به بنى اميه مطمح نظر قرار دادند . در اين امر ابا الحزم جسهور ( با فتح سين و سكون هاء و فتح واو ) بن محمد بن مهور ، پيشتاز بود . و با مردم مرزنشين و كسانى كه در آنجا مسلط بودند مكاتبه كرد و با آنان اتفاق نمود كه با ابا بكر هشام بن محمد بن عبد الملك بن عبد الرحمن الناصر اموى ، بيعت نمايند هشام از زمانى كه المرتضى برادرش كشته شده بود در « بنت » اقامت داشت ، و در ربيع الاول سال هيجده ( بعد از چهار صد ) با وى بيعت كردند و به « المعتضد باللّه » ملقب گرديد وى از المرتضى ( برادر مقتولش ) بزرگتر بود . و بمرزها رفت و در حدود و ثغور ( كشور ) تردد نمود و ماجراهائى در آنجاها از فتنه و آشوب و نابسامانيهاى بسيار از سركردگان آن نواحى براى او روى داد تا اينكه بر اين امر اتفاق نمودند كه هشام به دار الملك شهر قرطبه برود . وى به قرطبه رفت و در هشتم ذى حجه سال چهار صد و بيست وارد قرطبه شد و در آنجا بود تا اينكه در ذى حجه سال چهار صد و بيست و دو ، براى مرتبه دوم خلع شد . سبب خلع شدن او اين بود كه وزير او ابا عاصم ، سعيد قزاز ، سابقهء رياست قديم نداشت و با وزيران مقدم مخالفت ميكرد و مسبب بود بگرفتن اموال بازرگانان و غيرهم . و با بربرها رابطه داشت و به آنها نيكى ميكرد و آنها را نزديك به خود ميكرد .